گفتگوی دو محمد مهاجری
محمد مهاجری
دکتر محمد مهاجری متولد سال 1369 و در تهران متولد شده است. وی دارای دکترای تخصصی حقوق عمومی از دانشگاه شهید بهشتی و استاد دانشگاه است که حدود یک دهه سابقه تدریس در دانشگاههای مختلف و برجسته کشور و وکالت در عرصه های موضوعی مختلف را دارد. تألیف و تدوین بیش از (۳۰) کتاب و اثر علمی، ۱۰ مقاله، تدریس دانشگاه، مشاور حقوقی کمیسیون اجتماعی مجلس دهم، کارشناس و مشاور حقوقی و پژوهشگر پروژهای معاونت حقوقی قوه قضائیه و ریاست جمهوری در دورههای مختلف از جمله سوابق شغلی وی است. دکتر مهاجری وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس حقوقی صدا و سیما در شبکههای یک، سه، پنج و شبکه خبر و رادیو پیام و رادیو ایران است.
محمد مهاجری اصولگرا
محمد مهاجری در سال 1340 در تهران به دنیا آمده و دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت است.
او از فعالان سیاسی اصولگرا به شمار میآید و در حوزه روزنامهنگاری نیز فعالیت داشته و تا کنون صدها مقاله در زمینههای سیاسی و اجتماعی منتشر کرده است.
در سوابق او میتوان به عضویت در شورای سردبیری روزنامههای کیهان، جام جم، همشهری عصر و خبرآنلاین اشاره کرد.
خلاصه گفتگوی دو محمد مهاجری
محدودیتهای شورای نگهبان بر صلاحیتهای نامزد میتواند مانعی جدی در مسیر مردمسالاری باشد. این شورا که وظیفه نظارت بر انتخابات و تأیید صلاحیت نامزدها را بر عهده دارد، با تعیین معیارها و شرایط خاص، در واقع توانایی انتخاب آزادانه مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از جنبههای بحرانی این محدودیتها، شرایط نامزدهای انتخاباتی است که باید بر اساس واقعیتهای عینی و قابل سنجش وضع شوند.
شرایط نامزدهای انتخاباتی بایستی عینی و ملموس باشند و از آنجایی که انتخاب مردم باید بر اساس ارزیابی واقعیتها و شایستگیها صورت گیرد، شرایط ذهنی مانند “التزام به ولایت فقیه” یا “التزام به اصل جمهوری اسلامی” مانع از آن میشود که نامزدهای نیکوکار و شایستهای که ممکن است برخی معیارهای ذهنی را نداشته باشند، در رقابتهای انتخاباتی شرکت کنند. این شرایط ذهنی و درونی در واقع بهنوعی فیلترهای ناپیدا هستند که بر پیشرفت دموکراسی در کشور تأثیر منفی میگذارند.
بهعلاوه، وضع چنین شرایطی میتواند به ایجاد انحصار قدرت منجر شود و جریانی را که دموکراسی حقیقی را به همراه دارد تحت الشعاع قرار دهد. در جوامع دموکراتیک، اصل بر این است که انتخابکنندگان میتوانند گزینههای متنوعی از نامزدها را بر اساس عملکرد، سیاستها و نیاتشان مشاهده و انتخاب کنند، نه بر اساس معیارهای ذهنی که ممکن است به صورت سلیقهای توسط نهادهای خاصی تعیین شوند.
در نهایت، برای تحقق یک دموکراسی پایدار و واقعی، ضرورت دارد که شرایط انتخاب نامزدها شفاف و عینی باشد. این تغییر میتواند به افزایش مشارکت عمومی و ایجاد فضایی سالم و آزاد برای رقابتهای سیاسی کمک کند و به مردم این امکان را بدهد که نمایندگانی را انتخاب کنند که واقعاً به نیازها و خواستههای آنها پاسخگو باشند.